عصبیت و رشد آدمی/ قسمت یکم/خلاصه صفهات 1تا50 از دید من

خرید بک لینک

عوامل و شرایطی که مانع رشد طبیعی کودک می گردد ازجمله شرایط نامساعد محیط تحقیر فشار و احجاف و... موجب یک احساس نا ایمنی .اضطراب .تشویش و دلهره دایمی در او ایجاد می گردد که موجب می شود کودک به جای اینکه وقت و انرژی اش را صرف پرورش استعداد های طبیعی خود نماید در یک حالت دفاعی قرار گرفته و تمامی توان وتمرکز خود را صرف تسکین اضطراب و دفع آزار دیگران نماید /اضطرابی که بدین طریق بوجود می آید را { اضطراب اساسی} می نامیم /که اضطراب اساسی مانع می شود تا کودک از روی آزادی .آرامش خاطر و رغبت با دیگران روابط دوستانه بر قرار کند / از طرف دیگر چون نا چار است همواره با دیگران درتماس باشد می کوشد راه هایی را پیدا کند تا کمتر رفتار خشن اطرافیان را برانگیزد و بر احساس نا ایمنی اش بیفزاید / راه هایی که کودک در این حالت انتخواب می کند بستگی به دو چیز دارد{ یکی خلق و خوی شخصی کودک و دیگری شرایطی که دیگران برای وی بوجودمی آورند }/ با این حال و تمامی این گستره انتخاب ها راه هایی که کودک انتخاب می کند در سه دسته جای می گیرند /// ممکن است کودک سعی کند خود را در حمایت قوی ترین فرد محیط قرار دهد تا از آزار دیگر افراد محیط در امان باشد این حالت را {مهر طلبی} گویند//یا ممکن است به قدری پرخاشگر شود که دیگران نتوانند آزارش دهند چنین حالتی را {قدرت طلبی} می نامند /راه سومی که به نظرش می رسد این است که سعی کند از دیگران کناره گیری نماید یا لااقل از لحاظ روحی و معنوی به دیگران نزدیک نشود که چنین حالتی را {عزلت گزینی } می نامیم ...ولی ولی ولی اگر کودک می توانست منحصرا به تنهایی و فقط به یکی از موارد فوق پناه برد زیاد دچار ناراحتی و عذاب نمی شد مشکل اینجاست بنا به موقعیت های مختلف از هر سه تاکتیک دفاعی ذکر شده استفاده می کند و چون این سه روش با هم تضاد و مغایرت دارند . ناچار از برخورد آنها .تضاد شدیدی در درون کودک ایجاد می شود که آن را { تضاد اساس } می نامیم /// مشکلات و فشار هایی که کودک با آنها مواجه است مانع می شوند احساس ارزش و اعتماد به نفس وقعی در وی رشد کند . عامل دیگری که بعه تضعیف اعتماد به نفس وی را تشدید می کند تضادهایی است که در وحدت و یکپارچگی درونی وی را زایل کرده اند/ علاوه بر این برجسته کردن اجباری یک دسته از تمایلات و احساسات وسرکوب کردن قسمت های دیگر..قسمت های سرکوب شده را از فعالیت موثرورشد حقیقی باز می دارد ... خلاصه مجموعه این عوامل موجب می شوند که رشد {خود واقعی } وی بسیارکند باشد ///بنا بر این اعتماد به نفسی هم که منشا آن خود واقعی وی است بدین واسطه ضعیف و کم رشد باقی می ماند/// از طرفی چون مهم ترین { احتیاج} وی ...تسکین اضطراب. رفع تضاد... و کسب آرامش درونی است دیگر چندان توجهی به احساسات ...تمایلات و آرزوی های حقیقی خود ندارد تنها یک چیز برای او مهم است و آن این است که چگونه خود را از آزار دیگران در امان نگه دارد بنا براین تمایلات و احساسات بدلی را در خود می پروراند و از آنها در روابط با دیگران به جای تمایلات و احساسات وحقیقی خود استفاده می کند/... در نتیجه این انتخاب اجباری {خود واقعی } وی کم رشد و ضعیف باقی می ماند /.../در نتیجه تمامی موارد بالا وی تبدیل می شودبه موجودی ضعیف..بی دفاع... عاجز و بی اعتماد به نفس {یا بعضا کاذب که شکل دیگر اعتماد بع نفس بسیار پایین است } //// خب حالا چنین موجودی برای مقابله مبارزه و انتقام گرفتن چه باید بکند؟؟؟؟؟؟ برای این منظور به {تخیل} پناه می برد /.../ به این معنا که یک {خود تصوری یا خود ایده آل } در تخیلش برای خودش می سازد و آن را جانشین اعتماد به نفس و ارزش های واقعی می کند ...یعنی در دنیای تخیل خود یک شخصیت ایده آل بی نقص قوی و ممتاز از خودش می سازد... از این به بعد وی با مشکل جدیدی رو به رو می} شود وی آنقدر خود را درگیر و وابسته این خود ایده آل می کند که کم کم فکر می کند واقعا وی همان تصویر ایده آل ست و یا اگر هم فعلا مطابق آن نیست بعدا در آینده تبدیل خواهد شد و از این به بعد وی راه حل تمام مشکلات خود را در {تخیل و تصور } جستجو می کند/.../ و حالا این خود ایده آل که خودمشکل{از دید وی راه حل } جدیدی است موجب می شود تا وی از این به بعد تمام کوشش هایی که باید صرف تقویت خود واقعی اش کند اکنون برای رسید به {خود ایده آل} هدر می دهد و می کوشدتا به این تخیل جامعه عمل بپوشاند ولی به دلیل دست نایافتنی بودن خود ایده ال از تلاش دست برداشته و دوباره به تخیل پناه می برد ///{ خود ایده آل} ابتدا یک جریان ذهنی است ولی رفته رفته تاثیرش وارد زندگی عملی وی شده و تمامی بخش های زندگی او را تحت شعاع قرار می دهد/..// برای اینکه شخص بتواند نزدیک خود تخیلی اش شود محتاج و تشنه {کسب عظمت} می شود به عبارت دیگر او {باید} از این به بعد خصوصیات و ویژگی هایی را در خود بپروراند که در خور خود ایده ال وی باشد و {باید} و از هرچیزی که به کامل بودن او لطمه می زند اجتناب ورزد.../../.عطش جاه طلبی به طور کلی در وی ایجاد می گردد به طوری که همواره در همه چیز برتر باشد اما گاهی به شیوه دیگر بروز(یا تغییر) می کند مثلا مثلا و مثلا فردی که تا دیروز نیاز داشته در زمینه ورزشی باید از همه برتر باشد حالا فکر می کند که باید پاکیزه ترین و مقدس ترین فرد باشد و فکر می کند که در این حالت دیگر جاه طلب نیست در صورتی که هنوز بر اسب جاه طلبی به سوی کسب عظمت می تازد تنها مسیرش را تغییر داده است/.../ وی به نفس کاری که انجام می دهد کاری ندارد چیزی برای وی مهم است {کسب بزرگی وعظمت} است بنا براین صرف نظر از علایقش به هر وسیله که فکر می کند می تواند اورا به {بزرگی} نزدیک می سازد متوسل می شود امروز می خواهد و {باید} در امور قهرمانی و ورزشی برتر باشد فردا سیاسی پس فردا اقتصادی و....//// گاهی فرد برای احساس برای ارضا نیاز به حس برتری سعی می کند در روابطش با دیگران آنها را شرمنده کرده و از هر لذتی محرومشان سازد آنهارا دچار احساس شکست و سرافکندگی کند فریبشان دهد و آنها را خفیف سازد تا بتواند خودرا در تخیلاتش برتر از آنها تصور کند/.././ سه راهکار دفاعی که ابتدای متن ذکر شدند در همه افراد عصبی مشترک هستند منتهی شدت و ضعف و آنها متفاوت است با این حال هرسه دارای دارای دو ویژگی مشترک هستند یکی {اجباری} بودن آنهاست به این جهت که خود ایده آل که منشا عظمت طلبی است خود یک راهکار اجباری جدید برای مقابله با اضطراب و تهدیدات محیط است و دیگری نقشی است که {تخیل} درآنها بازی می کند چرا که دیدیم وی برای ...پوشاندن تضادها...خواباندن اضطراب ...و جبران اعتماد به نفس...یک خود ایده آل می سازد /.../. تفاوت تمایلات جاه طلبانه بین فرد معمولی و فرد عصبی نقشی است که {باید} در این میان بازی می کند بدین صورت که{ فرد معمولی} تمایلاتش از {خود واقعی} اش نشات می گیرد و می گوید{می خواهم} ولی {فرد عصبی} تمایلاتش از{ خود آیده آل} نشات گرفته و می گوید {باید بخواهم و مجبورم اینطور باشم } /..../ دومین ویژگی عصبیت این است که وی می خواهد در تمامی موارد به طور کور کورانه و بی تفاوت همواره برتر باشد و همه توجه ها {باید} به سوی او باشد /.../. علامت سوم سیری ناپذیر بودن آنهاست زیرا محرک های درونی و باطنی حاکم بر حرکات او هستند و هنگامی که کار برجسته ای را انجام می دهد یا جلب توجه و تحسین کسی را بر می انگیزد برای مدتی کوتاه احساس سرمستی رضایت و خوشحالی می کند ولی خیلی زود این احساسات جای خود را با احساس ناراضایتی دلسردی و اضطراب می دهند/.../مهم ترین ضرر خیال بافی این است که رفته رفته شخص را نسبت به واقعیت بیگانه و بی علاقه می سازد و وی همیشه دلش می خواهد طور دیگری جز آنچه واقعا هست باشد وبرای اینکه واقعیات را نبیند آنها را دستکاری می نماید /// بنا بر این وی نمی تواند هیچ چیز را همانطور که هست و به طور واقعی ارزیابی کند و نمی توان بفهمد توانایی ها ... هوش و استعداد های وی چقدر حقیقی و چقدر زاده تخیلات وی هستند/././.../././. پرسشی که پیش می اید این است که فرد عصبی تا چه حد در تخیلاتش پیش می رود ؟؟؟؟ پاسخ این است که این امر بستگی به تر است/././././.در مواردی که عصبیتشان خیلی شدید است از اینکه به آینه نگاه کنندو ببینند آنها هم مثل بقیه مردم یک چهره واقعی و ایده آل دارند دچار هراس می شوند{ شخصا یان مورد رو تجربه کردم و صرفا جهت درمان تا حد توان آینه توی اتاقم گذاشتم البته باید مراقب بود دچار خود شیفتگی نشد}/./././ عظمت طلب نیاز دارد خود را آدمی ایده آل و بی نقص بپندارد و نمی خواهد محدودیت هارا ببیند بنا بر این مدام به طرف نا محدود در پرواز است و چون هدفش فوق العاده بالا است قبول اینکه قدم به قدم پیش برود از نظرش بیهوده است وی نمی خواهد قدم به قدم از کوه بالا برود بلکه می خواهد همواره در قله باشد و این تمایل را به سادگی در تخیل ارضا می کند/./././ ایجاد خود ایده آل مستلزم این است که وی بعضی واقعیات وحقایق مربوط به خود را تحریف کند و نبیند اما تلاش برای تحقق بخشیدن به خود ایده آل وی را به کلی از خود حقیقی اش دور و بیگانه می سازد/././././

فصل دوم توقعات وانتظارات عصبی

علیرغم تمام بی رغبتی که وی از مواجه شدن با واقعیت دارد دو نوع حقیقت همواره مخل او می شوند یکی در مورد خودش ... بدین صورت که وی خودرا همواره در تخیلات خودش فردی آرمانی و بی نقص می پندارد در حالی که در واقعیت او تمام محدودیت های یک انسان معمولی را دارد چه بسا که به علل ذکر شده خود واقعی وی رشد نکرده و ضعیف تر از سایرین است //././. نوع دیگر حقیقت این است که رفتار مردم جامعه با وی نه در خور شخصیت ایده آل وی بلکه شایسته شخصیت خود واقعی وی است /. شخص عصبی از مردم جامعه {توقع } دارد او را به عنوان موجود ممتاز و برجسته بشناسند/././.گفتیم که ارزش و حس اعتماد به نفس وی برمبنای خود ایده آل او قرار دارد و خود ایده آل برایش حکم یک سنگر دفاعی را دارد که در پشت آن لااقل احساس آرامش می کند و اگر این سنگر را رها کند مواجه با خطر می شود خطر سقوط به دره نا چیزی و بی ارزشی/.//. خلاصه از خود ایده آلش نمی تواند دست بکشد پس در مقابل دو نوع واقعیت ذکر شده چه می کند؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگرا ن را مسئول می داند//./././.. به عبارت دیگر از این به بعد احتیاجاتش تبدیل به توقعاتش می شوند/././././. اولین نشانه توقعات عصبی این است که اساس واقعی ندارند چرا که درحقیقت مبدا و ریشه خواسته های وی به مرور زمان و تکرر فشار های بیرونی از از خود حقیقی به خود ایده آل تغییر می یابد/./.دومین نشانه خود خواهانه بودن آنهاست...چرا که منشا احتیاجات وی دیگر خود ایده ا اوست و خود ایده آل یک راهکار اجباری نسبت به محرک های محیطی است/././سومین نشانه این است که فرد می خواهد توقعاتش بر آورده شوند بدون آنکه تلاشی انجام دهد /./. تیپ عزلت طلب خود را ادمی بی نیاز و مستقل تصور می کندو از دیگران توقع دارد درکار هایش دخالت نکرده و مزاحم تنهایی اش نشوند . برای آنکه توقعات خود را موجه قلمداد کند صفت بی نیازی و استقلال را بیش از حد می ستاید و در بعضی موارد برای توجیه توقعات عصبی به آداب و رسوم و سنت ها متوسل می شود / یک پرسش ؟ آیا برای بهبود و درمان توقعات وی بهتر است دیگران انتظارات وی را برآورده کنند یا خیر؟ پاسخ این است که شخص عصبی کلا شخص ناراضی ناراحت و ناسازگار است و برای او کلا تفاوت چندانی نمی کند اگر انتظاراتش را بر آورید به ک علت ناراحت می شود و اگر بر نیاورید به علت دیگر...

عصبیت و رشد آدمی/قسمت دوم / صفهات50تا100/از دید من...

ما را در سایت عصبیت و رشد آدمی/قسمت دوم / صفهات50تا100/از دید من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 8:36

صفحه بندی